Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ولگردی کردن

تلفظ بین المللی : /velɡˈardi kˈardan/ تلفظ :‌ [velg'aRdi k'aRdan]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • ولگردی یا مفت خوری کردن
  • ول گردی کردن
  • تفریح و ولخرجی کردن
  • ولگردی
  • ولگردی و قانونی شکنی
  • مفت خوری و ولگردی
  • ادم اواره و ولگرد
  • ادم مفت خور یا ولگرد
  • ادم ولگرد
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ول گردی کردن. [ وِ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول ،هرزه گردی کردن. آواره بودن. بیکاربیکار راه رفتن.

مترادف و متضاد

lout (فعل)ریشخند کردن، سر فرود آوردن، ولگردی کردن، بیشعور دانستنhull (فعل)پوست کندن، ولگردی کردنvagabond (فعل)ولگردی کردنgallivant (فعل)لاس زدن، عشقبازی کردن، ولگردی کردنloaf (فعل)ولگردی کردن، پرسه زدن، وقت را بیهوده گذراندنmooch (فعل)ولگردی کردن، تلکه کردنsauthornter (فعل)ولگردی کردن، پرسه زدن...

کلمات مرتبط

  • ولگردی یا مفت خوری کردن
  • ول گردی کردن
  • تفریح و ولخرجی کردن
  • ولگردی
  • ولگردی و قانونی شکنی
  • مفت خوری و ولگردی
  • ادم اواره و ولگرد
  • ادم مفت خور یا ولگرد
  • ادم ولگرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات