Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ولود

تلفظ بین المللی : /vˈoluːd/ تلفظ :‌ [v'olu:d]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • ولودیه
  • استیمر ولودارسکی
  • انتوان ولودین
  • ورزشگاه ولودروم
  • ورزشگاه ولودروم دو ونسن
  • ولادیمیر ولودین
  • ولودمیر داخنو
  • ولودیمیر اوملیان
  • ولودیمیر زلنسکی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ولود. [ وَ ] ( ع ص ) گوسفندِ زاینده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ج ، وُلد. ( منتهی الارب ). || کثیرةالولد. زن بسیارفرزند. ( از اقرب الموارد ). زنی که فرزندان بسیار آرد. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).

فرهنگ عمید

ویژگی زنی که بسیار می زاید، بسیارزاینده.

فرهنگ معین

(وَ ) [ ع . ] (ص . ) بسیار زاینده (زن یا جانور ).

مترادف و متضاد

viviparous (صفت)
زنده زا، بچه زا، جانور زنده زا، ولود

کلمات مرتبط

  • ولودیه
  • استیمر ولودارسکی
  • انتوان ولودین
  • ورزشگاه ولودروم
  • ورزشگاه ولودروم دو ونسن
  • ولادیمیر ولودین
  • ولودمیر داخنو
  • ولودیمیر اوملیان
  • ولودیمیر زلنسکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات