معانی کلمه : وقوع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. افتادن.
۲. فرود آمدن.
۳. قرار گرفتن.
۴. واقع شدن.
۵. (ادبی ) مکتبی در شعر فارسی قرن دهم که ویژگی عمدۀ آن بیان واقعیت و پرهیز از اغراق های شاعرانه بود، واسوخت.
۲. فرود آمدن.
۳. قرار گرفتن.
۴. واقع شدن.
۵. (ادبی ) مکتبی در شعر فارسی قرن دهم که ویژگی عمدۀ آن بیان واقعیت و پرهیز از اغراق های شاعرانه بود، واسوخت.
فرهنگ معین
(وُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) فرود آمدن ، قرار گرفتن . ۲ - (اِمص . ) بروز، ظهور.
مترادف و متضاد
بروز، پیدایش، ظهور
اتفاق، حدوث، رخداد، رویداد
۱. اتفاق، حدوث، رخداد، رویداد
۲. بروز، پیدایش، ظهور
