( وقفة ) وقفة. [ وَ ف َ ] ( ع اِ ) پی که بر کمان پیچند. || پی بالای گرده علیا. هما وقفتان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || ایست. درنگ. مکث. توقف : چه یوسف شربتی در دلو خورده چه یونس وقفه ای در حوت کرده.نظامی. || ریب و شک. ( اقرب الموارد ). || ( اصطلاح صوفیه ) حبس بین دو مقام. ( از تعریفات سید جرجانی ). توقف بین دو مقام. ( ابن العربی ). وقفه. علت وقفه آن است که سالک حقوق مقامی را ک...
(وَ فِ یا فَ ) [ ازع . ] (اِمص . ) ۱ - توقف ، ایست . ۲ - توقف در حرفی از کلمه . ۳ - فراغت ، فرصت .
دانشنامه آزاد فارسی
وقفه (interrupt)سیگنالی ارسال شده از پردازندۀ رایانه به منظور جلب توجه پردازنده. وقفه ها ابزار ارتباطی پردازنده با دیگر سخت افزارهای رایانه اند. وقتی که پردازندۀ یک رایانه وقفه ای را دریافت می کند عملیات جاری خود را متوقف نموده و وضعیت کاریش را ذخیره می کند و کنترل را به روتین خاصی به نام handler یا تابع رسیدگی کننده به وقفه می سپارد. این روتین حاوی دستورالعمل هایی است که برای کار با وضعیت خاص بوج...
دانشنامه عمومی
در فرهنگ رایانه، وقفه یا انترراپت (به انگلیسی: Interrupt) یک سیگنال به ریزپردازنده است که به توجه و پاسخ سریع CPU نیاز دارد. هنگامی که یک وقفه رخ می دهد، پردازنده عملیات جاری خود را متوقف می کند تا به درخواست وقفه رسیدگی کند. ریزپردازنده های خانواده ۸۰۸۶ به وقفه های تولید شده به وسیله سخت افزار و نرم افزار پاسخ می دهند که به ترتیب به آن ها وقفه های سخت افزاری، و وقفه های نرم افزاری گفته می شود.وقف...