Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وقت

تلفظ بین المللی : /vˈaq1t/ تلفظ :‌ [v'aq1t]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • وقت ازاد
  • وقت تعیین شده
  • وقت تلف کردن
  • وقت تلف کن
  • وقت خرمن
  • وقت خواب
  • وقت را ببازی گذراندن
  • وقت را به بطالت گذراندن
  • وقت را بیهوده گذراندن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

وقت . [ وَ ] (ع مص ) هنگام معین کردن . (از اقرب الموارد)(منتهی الارب ) (آنندراج ). هنگام پدید کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). چاغ معین کردن . (ازناظم الاطباء). وقت قرار دادن . (از اقرب الموارد).

وقت. [ وَ ] ( ع اِ ) هنگام. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و آن مقداری است از روزگار و بیشتر در زمان گذشته به کار رود و جمع آن اوق...

فرهنگ عمید

مقداری از زمان، هنگام، گاه.

فرهنگ معین

(وَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - مقداری از زمان که برای امری فرض شده ، هنگام ، زمان . ج . اوقات . ۲ - دوره ، عصر. ۳ - فرصت . ۴ - نوبت . ۵ - فصل . ، ~ گل نی کنایه از: وقتی که هرگز نخواهد آمد، هیچ وقت .

دانشنامه آزاد فارسی

اصطلاحی عرفانی. به اعتقاد عرفا، وقت زمانی است میان گذشته و آینده که آن را حال می نامند و نیز معتقدند که آن حالتی است که بر دل سالک وارد می شود و از جنس ترس و اندوه یا شادی و نشاط است و سالک را به خود مشغول می کند. استعمالِ عبارتِ «خوش شدن وقت»، که در زبانِ عارفانِ فارسی زبان به کار می رود، و نیز اصطلاح رایج «خوشوقتم» که در زبان محاوره برای ابراز شادی از دیدن کسی ابراز می شود با عنایت به همین معنی ...

دانشنامه عمومی

وقت (فیلم ۱۹۶۵). «وقت» (هندی: वक्त) فیلمی هندی به کارگردانی یاش چوپرا است که در سال ۱۹۶۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به سونیل دات، راج کومار و شارمیلا تاگور اشاره کرد.
wiki: وقت (فیلم ۱۹۶۵)

مترادف و متضاد

مدت، موعد

فرصت، مجال، مهلت

دوره، روزگار، عصر، فصل، موسم

زمان، گاه، موقع، میقات، هنگام

آن، حین، دم، ساعت، لحظه، لمحه

۱. فرصت، مجال، مهلت
۲. زمان، گاه، موقع، میقات، هنگام
۳. دوره، روزگار، عصر، فصل، موسم
۴. آن، حین، دم، ساعت، لحظه، لمحه
۵. مدت، موعد

time (اسم)عصر، عهد، فرصت، ساعت، روزگار، زمان، مرتبه، مدت، هنگام، وقت، موقع، گاه، زمانه، حین، ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَوَکُلَّمَا: آیا هر وقتمعنی أَیَّانَ: کی -چه وقتمعنی مَتَیٰ: کِیْ - چه وقت است؟معنی ظَّهِیرَةِ: وقت ظهرمعنی أَجَلَیْنِ: دو موعد- دو وقت معینمعنی أُقِّتَتْ: دارای وقت معین شدمعنی جَنَی: میوه رسیدهای که وقت چیدنش شده باشدمعنی مِیقَاتُ: زمان انجام یک کارخاص - وعده گاه (کلمه میقات معنایش نزدیک به معنای کلمه وقت است و تقریبا همان معنا را میدهد ، و فرق آن دواین است که : میقات آن وقت ...

فرهنگ فارسی ساره

زمان، هنگامه، وخت، گاه

واژه نامه بختیاریکا

دمو؛ بُر؛ دم؛ دَمُو

فرهنگستان زبان و ادب

{time} [ورزش] مدت زمان برگزاری یک مسابقه متـ . زمان

کلمات مرتبط

  • وقت ازاد
  • وقت تعیین شده
  • وقت تلف کردن
  • وقت تلف کن
  • وقت خرمن
  • وقت خواب
  • وقت را ببازی گذراندن
  • وقت را به بطالت گذراندن
  • وقت را بیهوده گذراندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات