کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : وفور داشتن
تلفظ بین المللی :
/vˈofuːr dˈɑʃtan/
تلفظ :
[v'ofu:R d'AStan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
وفور
وفور نعمت
وفور یافتن
وفور طبیعی
وفور عشق
دارای وفور
به وفور
خرافات وفور در زیارات قبور
ویسکی به وفور
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
abound
(فعل)
فراوان بودن، زیاد بودن، وفور داشتن، تعیین حدود کردن، فراوان شدن
exuberate
(فعل)
فراوان بودن، وفور داشتن، بسیار بودن، لبریز بودن، بارور بودن، افاضه شدن
کلمات مرتبط
وفور
وفور نعمت
وفور یافتن
وفور طبیعی
وفور عشق
دارای وفور
به وفور
خرافات وفور در زیارات قبور
ویسکی به وفور
نظرات