وظائف. [ وَ ءِ] ( ع اِ ) وظایف. ج ِ وظیفه. ( منتهی الارب ). به معنی روزمره از طعام و رزق و جز آن. ( آنندراج ). رجوع به وظیفه شود. و گویند: للدنیا وظائف ؛ ای نُوَب و دُوَل.
وظایف. [ وَ ی ِ ] ( ع اِ ) وظائف. وظیفه ها.- اهل وظایف ، ارباب وظایف ؛ وظیفه داران و ارباب استحقاق. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وظیفه و وظائف شود.|| فهرستها و صورتهای مالیاتی. ( فرهنگ فارسی معین )....