معانی کلمه : وسایل
لغت نامه دهخدا
وسائل. [ وَ ءِ ] ( ع اِ ) وسایل. ج ِ وسیلة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به وسیله شود.
فرهنگ عمید
= وسیله
〈 وسایل نقلیه: هر نوع وسیله که برای حملونقل به کار میرود، مانند گاری، اتومبیل، کامیون، کشتی.
= وسیله
* وسایل نقلیه: هر نوع وسیله که برای حمل ونقل به کار می رود، مانند گاری، اتومبیل، کامیون، کشتی.
* وسایل نقلیه: هر نوع وسیله که برای حمل ونقل به کار می رود، مانند گاری، اتومبیل، کامیون، کشتی.
فرهنگ معین
(وَ یِ ) [ ع . ] جِ وسیله ، اسباب ، لوازم .
مترادف و متضاد
ابزار، ادوات، اسباب، جهاز، سامان، لوازم، وسایط
utensil (اسم)
ظرف، اسباب، مخلفات، ظروف، وسایل
furniture (اسم)
سامان، اسباب، مبل، وسایل، اثاثه، اثای خانه، پایه مبل و صندلی
واژه نامه بختیاریکا
چَق چیل؛ لِله پِخِه
