کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ورگذار کردن
تلفظ بین المللی :
/vˌarɡozˈɑr kˈardan/
تلفظ :
[v,aRgoz'AR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
باقباله واگذار کردن
بدیگری واگذار کردن
بکسی واگذار کردن
دوباره واگذار کردن
واگذار کردن
برگذار کردن
وردار و بنه کردن
وردار کردن
ورگذار شدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ورگذار کردن. [ وَ گ ُک َ دَ ] ( مص مرکب ) برگذار کردن. به انجام رساندن.
کلمات مرتبط
باقباله واگذار کردن
بدیگری واگذار کردن
بکسی واگذار کردن
دوباره واگذار کردن
واگذار کردن
برگذار کردن
وردار و بنه کردن
وردار کردن
ورگذار شدن
نظرات