Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورکشیدن

تلفظ بین المللی : /vˌarkeʃˈidan/ تلفظ :‌ [v,aRkeS'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدواژه نامه بختیاریکا
  • ورکشیدن به سر
  • اخ ورکشیدن
  • افتین ورکشیدن
  • سر دست ورکشیدن
  • واکشیدن
  • زردینه ورکشدن
  • سر دست ورکشیده
  • گرفتن وکشیدن
  • گیوه را ور کشیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ورکشیدن. [ وَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) ( در تداول عامیانه ) به سوی بالا برآوردن پاشنه خوابیده کفش را.

فرهنگ عمید

برکشیدن، بالا کشیدن.

واژه نامه بختیاریکا

( ور کشیدِن ) بر کشیدن؛ او را در معرض کامل کاری قرار دادن. مثلاً ور کشیدس ور چو یعنی برکشیدش بر چوب
( ور کشیدِن ) بر کشیدن؛ بالا بُردن. مثلاً شولارته ور کش یعنی شلوارت را برکش یا ور کشینس به دار یعنی بر کشیدنش بر دار
( ور کشیدِن ) بر کشیدن؛ سرقت نرم؛ بالاکشیدن؛ آرام آرام کش رفتن کش رفتن؛ دزدی در لباس رفاقت یا در بی خبری

کلمات مرتبط

  • ورکشیدن به سر
  • اخ ورکشیدن
  • افتین ورکشیدن
  • سر دست ورکشیدن
  • واکشیدن
  • زردینه ورکشدن
  • سر دست ورکشیده
  • گرفتن وکشیدن
  • گیوه را ور کشیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات