معانی کلمه : ورف
لغت نامه دهخدا
ورف . [ وَ رَ ] (ع مص ) گسترده شدن و دراز شدن و کشیده شدن سایه . (از اقرب الموارد از لسان العرب ). رجوع به مدخل قبل شود.
گویش مازنی
برف
/varf/ برف

ورف . [ وَ رَ ] (ع مص ) گسترده شدن و دراز شدن و کشیده شدن سایه . (از اقرب الموارد از لسان العرب ). رجوع به مدخل قبل شود.
برف