Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورشو

تلفظ بین المللی : /vˈarʃoː/ تلفظ :‌ [v'aRSo:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • ورشو شهر
  • ورشو قیام
  • ورشو گتوی
  • ورشو 44
  • ورشو الاباما
  • ورشو ایلینوی
  • اب ورشو
  • پیمان ورشو
  • تنگ ورشو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ورشو. [ وَ ش َ / ش ُ ] (اِ) فلزی سفید به رنگ سیم . فلز مرکبی را گویند نقره مانند که در شهر ورشو از آن ظروف و اوانی میسازند. (ناظم الاطباء). آلیاژی از نیکل 20% و روی 35% و مس 45% که به خوبی ذوب و به آسانی قالب گیری میشود، از این جهت ساختن اسبابهای مختلف از آن آسان است و چون سفیدرنگ و محکم و فسادناپذیر است از آن جهت ساختن قاشق و چنگال و مقاومتهای الکتریکی استفاده میکنند. (فرهنگ فارسی معین )....

فرهنگ عمید

آلیاژی مرکب از ۵۵ درصد مس، ۲۵ درصد روی و ۲۰ درصد نیکل، شبیه نقره، براق و فاسدنشدنی که برای ساختن سماور، قاشق، چنگال، و ادوات دیگر به کار می رود، نقرۀ آلمانی.

فرهنگ معین

(وَ ) (اِ. ) ۱ - فلزی است محکم ترکیب شده از مس و روی و نیکل . ۲ - پایتخت لهستان .

دانشنامه آزاد فارسی

وَرشو (German silver)وَرشو(یا: نقرۀ آلمانی، نقره نیکل) هر نوع آلیاژ حاصل از مس، روی، و نیکل. غالباً نسبت این فلزات سه به دو به دو است. این ماده جلوۀ ظاهری نقره را داراست و برای ساخت جواهرآلات بدلی و تزیینات ارزان قیمت به کار می رود. برای ساخت وسایل چای نیز مورد استفاده است. این ماده در ظروف آب نقره کاری شده نیز مصرف می شود. عبارت آب کاری شده با ورشو (EPNS) روی این ظروف و زیورآلات حک می شود. ورشو د...

دانشنامه عمومی

مختصات: ۵۲°۱۳′۵۶٫۲۸″ شمالی ۲۱°۰۰′۳۰٫۳۶″ شرقی / ۵۲٫۲۳۲۳۰۰۰°شمالی ۲۱٫۰۰۸۴۳۳۳°شرقی / 52.2323000; 21.0084333Bemowo Białołęka Bielany Mokotów Ochota Praga Północ Praga Południe Rembertów Śródmieście TargówekUrsusUrsynówWawerWesołaWilanówWłochyWolaŻoliborzوَرشو (به لهستانی Warszawa تلفظ وَرشاوا) نام پایتخت کشور لهستان است. این شهر با گستردگی ۵۱۶٫۹ کیلومتر مربع بر پایهٔ سرشماری سال ۲۰۱۰، و جمعیتی نزدی...

گویش مازنی

خوشه ی دوباره سبز شده ی برنج بعد از درو

/varshoo/ خوشه ی دوباره سبز شده ی برنج بعد از درو

مترادف و متضاد

nickel (اسم)
نیکل، ورشو، سکه پنج سنتی

nickel silver (اسم)
ورشو، الیاژی مرکب از مس و روی و نیکل

واژه نامه بختیاریکا

( ور شَو ) پارچه یا پوششی بوده است.
حرکت

کلمات مرتبط

  • ورشو شهر
  • ورشو قیام
  • ورشو گتوی
  • ورشو 44
  • ورشو الاباما
  • ورشو ایلینوی
  • اب ورشو
  • پیمان ورشو
  • تنگ ورشو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات