معانی کلمه : ورشو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آلیاژی مرکب از ۵۵ درصد مس، ۲۵ درصد روی و ۲۰ درصد نیکل، شبیه نقره، براق و فاسدنشدنی که برای ساختن سماور، قاشق، چنگال، و ادوات دیگر به کار می رود، نقرۀ آلمانی.
فرهنگ معین
(وَ ) (اِ. ) ۱ - فلزی است محکم ترکیب شده از مس و روی و نیکل . ۲ - پایتخت لهستان .
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
خوشه ی دوباره سبز شده ی برنج بعد از درو
/varshoo/ خوشه ی دوباره سبز شده ی برنج بعد از درو
مترادف و متضاد
nickel (اسم)
نیکل، ورشو، سکه پنج سنتی
nickel silver (اسم)
ورشو، الیاژی مرکب از مس و روی و نیکل
واژه نامه بختیاریکا
( ور شَو ) پارچه یا پوششی بوده است.
حرکت
حرکت
