Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورشان

تلفظ بین المللی : /varˈeʃɑn/ تلفظ :‌ [vaR'eSAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ اسم ها
  • ورشانه
  • سنگ ورگان
  • شاخ واشان
  • عمر ورانی
  • عین ورزان
  • کیسه وران
  • گل وران
  • موی وران
  • مربوط به ساق وران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

ورشان . [ وِ ] (ع اِ) ج ِ وَرَشان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به ورشان شود.

ورشان . [ وَ رَ ] (ع اِ) پرنده ای است که آن را به فارسی مرغ الهی گویند و آن کبوتر صحرایی است . (برهان ) (آنندراج ). قمری . (منتهی الارب ). ساق حرّ. (قاموس ). کبوتر دشتی . (زمخشری ) (اقرب الموارد). گوشت آن خفیف تر از گوشت کبوتر است . (منتهی الارب ). کبوتر کو...

فرهنگ عمید

نوعی کبوتر صحرایی تیره رنگ با دُمی سفید، قمری.

فرهنگ معین

(وَ رَ ) [ ع . ] (اِ. ) نوعی کبوتر صحرایی تیره رنگ که بالای دمش سفید است . ج . وراشین .

فرهنگ اسم ها

اسم: ورشان (دختر) (عربی) (پرنده) (تلفظ: varashan) (فارسی: وَرَشان) (انگلیسی: varashan)
معنی: نام نوعی پرنده، قمری، پرنده ای که به فارسی آن را مرغ الاهی می گویند، کبوتر صحرایی

کلمات مرتبط

  • ورشانه
  • سنگ ورگان
  • شاخ واشان
  • عمر ورانی
  • عین ورزان
  • کیسه وران
  • گل وران
  • موی وران
  • مربوط به ساق وران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات