معانی کلمه : ورشان
لغت نامه دهخدا
ورشان . [ وِ ] (ع اِ) ج ِ وَرَشان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به ورشان شود.
فرهنگ عمید
نوعی کبوتر صحرایی تیره رنگ با دُمی سفید، قمری.
فرهنگ معین
(وَ رَ ) [ ع . ] (اِ. ) نوعی کبوتر صحرایی تیره رنگ که بالای دمش سفید است . ج . وراشین .
فرهنگ اسم ها
اسم: ورشان (دختر) (عربی) (پرنده) (تلفظ: varashan) (فارسی: وَرَشان) (انگلیسی: varashan)
معنی: نام نوعی پرنده، قمری، پرنده ای که به فارسی آن را مرغ الاهی می گویند، کبوتر صحرایی
معنی: نام نوعی پرنده، قمری، پرنده ای که به فارسی آن را مرغ الاهی می گویند، کبوتر صحرایی
