Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورسنگ

تلفظ بین المللی : /varˈasanɡ/ تلفظ :‌ [vaR'asang]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • سلطنت ورسنگلی
  • پولک وسنگهای بدلی زینت لباس
  • آب ورنگ
  • ورانگتن
  • ورسن
  • ورسندنن
  • ورشنگ
  • ورنگفتی
  • ورنگل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

ورسنگ. [ وَ س َ ] ( ص ) عجیب. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). غریب. ( ناظم الاطباء ). || معتبر. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). صاحب اعتبار. || خوش نما. || قابل ملاحظه. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) اعتبار یعنی از هر نوع چیزی در نظر خوش نماید و آن در آدمی از تنگی حوصله و تنگ چشمی به هم میرسد. عزت و حرمت و آبرو و توقیر و احترام. ( ناظم الاطباء ). || پاسنگ ترازو. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). پاره سنگ....

فرهنگ عمید

پارسنگ#NAME?

= پارسنگ

فرهنگ معین

(وَ سَ ) (اِ. ) پاسنگ ترازو.

کلمات مرتبط

  • سلطنت ورسنگلی
  • پولک وسنگهای بدلی زینت لباس
  • آب ورنگ
  • ورانگتن
  • ورسن
  • ورسندنن
  • ورشنگ
  • ورنگفتی
  • ورنگل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات