Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورزش خانه

تلفظ بین المللی : /vˈarzeʃ xˈɑneː/ تلفظ :‌ [v'aRzeS x'Ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • ورزشخانه
  • ورزش
  • ورزش درمانی
  • ورزش دوست
  • ورزش دوستی
  • ورزش سبک
  • ورزش های سوئدی
  • ورزش های میدانی و صحرایی
  • ورزش و اکروبات با سر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

ورزشخانه. [ وَ زِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جای کشتی گرفتن و ورزش نمودن کشتی گیران. ( آنندراج ). جائی که در آن به تمرینهای بدنی پردازند. زورخانه. ( فرهنگ فارسی معین ) :
باز دونرگس آن خوش نگه مستانه
میکند ورزش بیداد به ورزشخانه.
( فرهنگ فارسی معین از گل کشتی ، تاریخ ورزش باستانی ص 389 ).

فرهنگ عمید

محلی که در آن کُشتی می گرفتند، زورخانه.

کلمات مرتبط

  • ورزشخانه
  • ورزش
  • ورزش درمانی
  • ورزش دوست
  • ورزش دوستی
  • ورزش سبک
  • ورزش های سوئدی
  • ورزش های میدانی و صحرایی
  • ورزش و اکروبات با سر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات