Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورزدن

تلفظ بین المللی : /varzˈadan/ تلفظ :‌ [vaRz'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد
  • راستی ورزیدن
  • رشک ورزیدن
  • زهد ورزیدن
  • سر وازدن
  • سالوس ورزیدن
  • سمسول ورزیدن
  • شتاب ورزیدن
  • صداقت ورزیدن
  • عدل ورزیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ورزدن . [ وَ زَ دَ ] (مص مرکب ) گریستن کودک با آواز بلند. (یادداشت مرحوم دهخدا). گریه ٔ شدید کردن .

ورزدن . [ وِ زَ دَ ] (مص مرکب ) در تداول ، پی درپی سخن بیهوده گفتن . سخن دراز گفتن . پرحرفی کردن . وراجی کردن . بسیار گفتن . پرگفتن . لاف زدن .

ورزدن. [ وَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) گریستن کودک با آواز بلند. ( یادداشت مرحو...

فرهنگ معین

(وِ. زَ دَ ) (مص ل . ) (عا. ) پرحرفی کردن ، وراجی کردن .

مترادف و متضاد

prattle (فعل)
ور زدن، حرف مفت زدن، پرگویی کردن

gibber (فعل)
تند و ناشمرده سخن گفتن، ور زدن، دست و پا شکسته حرف زدن

کلمات مرتبط

  • راستی ورزیدن
  • رشک ورزیدن
  • زهد ورزیدن
  • سر وازدن
  • سالوس ورزیدن
  • سمسول ورزیدن
  • شتاب ورزیدن
  • صداقت ورزیدن
  • عدل ورزیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات