Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورد

تلفظ بین المللی : /vˈerd/ تلفظ :‌ [v'eRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • ورد امدن
  • ورد دله
  • ورد زبان کسی بودن
  • ورد چوب
  • ورد خواندن
  • ورد الایو
  • ورد داکوتای جنوبی
  • ورد وان
  • ورد کارولینای جنوبی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

ورد. [ وُ رُ ] (ع اِ) ج ِ ورید. (از اقرب الموارد). رجوع به ورید شود.

ورد. [ وِ ] (اِ) شاگرد و مرید. (برهان ). شاگرد و مرید و تلمیذ. (ناظم الاطباء).

ورد. [ وُ ] (ع اِ) ج ِ وَرد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به ورد شود.

ورد. [ وُ ] (ع اِ) وِراد. اوراد. ج ِ وَرد به م...

فرهنگ عمید

گل؛ گل سرخ.

۱. ذکر؛ دعا.
۲. جزئی از قرآن که انسان هر روز و هر شب می‌خواند.

گل، گل سرخ.
۱. ذکر، دعا.
۲. جزئی از قرآن که انسان هر روز و هر شب می خواند.

فرهنگ معین

(وَ) [ ع . ] (اِ.) گل ، گل سرخ .

(و ) [ ع . ] (اِ.) 1 - ذکر، دعا. 2 - جزیی از قرآن که انسان هر روز و هر شب بخواند. ج . اوراد.

(و ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - ذکر، دعا. ۲ - جزیی از قرآن که انسان هر روز و هر شب بخواند. ج . اوراد.
(وَ ) [ ع . ] (اِ. ) گل ، گل سرخ .

دانشنامه عمومی

وَرِّدَ:(warreda) در گویش گنابادی یعنی دنبال کردن ، تعقیب کردن ، دویدن دنبال کسی || وردْ:(werd) در گویش گنابادی یعنی طلسم ، جادو ، نفرین خوانی

ورد (به لاتین: Verd) یک زیستگاه انسانی در اسلوونی است که در Vrhnika Municipality واقع شده است.فهرست شهرهای اسلوونیورد ۸٫۵۶ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۸۳۴ نفر جمعیت دارد و ۲۹۴٫۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.wiki: ورد...

گویش مازنی

نوبت

۱کافی – مناسب ۲کندن پوست درخت با تبر به منظور خشکاندن آن ...

۱از وسایل بافندگی سنتی ۲نخ های اصلی کارگاه پارچه بافی سنتی ...

/vared/ کافی – مناسب - کندن پوست درخت با تبر به منظور خشکاندن آن & از وسایل بافندگی سنتی - نخ های اصلی کارگاه پارچه بافی سنتی &

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: vard) (معرب از پهلوی) (در قدیم) (در گیاهی) گلِ سرخ ؛ گل ؛ (در عربی) شیر بیشه ، دلاور .

اسم: ورد (پسر) (عربی، پهلوی) (گل) (تلفظ: vard) (فارسی: وَرد) (انگلیسی: vard)
معنی: گلِ سرخ، گل، ( معرب از پهلوی )، ( در عربی ) شیر بیشه، دلاور

مترادف و متضاد

تب

نوبت

زهر، سوری، گل، گل‌سرخ

دعا، ذکر، عزیمت، نیایش

۱. دعا، ذکر، عزیمت، نیایش
۲. تب
۳. نوبت

abracadabra (اسم)سخن نامفهوم، وردformula (اسم)ورد، دستور، فرمول، قاعده، فورمول، قاعده رمزیepode (اسم)ورد، افسون گری، بخش سوم غزل یا قصیدهjabber (اسم)ورد، گپ، سخن تند و ناشمرده، چک چکیmumbo jumbo (اسم)ورد، طلسم، خرافات، سخنان نامفهومslogan (اسم)ورد، شعار، خروش، ارم،...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی وِرْدُ: آبی که انسان و حیوان پس از تلاش و چرخیدنش به دنبال آن به گلویش میریزد - آبی که انسان و حیوانات تشنه به لب آن میآیند و از آن مینوشند ( کلمه وَرَد در اصل لغت به معنای قصد رفتن بسوی آب است و به تدریج در چیزهای دیگر استعمال شده ، مثلا گفتهاند : وردت الم...معنی وَرَدَ: به لب آب رفت ( کلمه وَرَد در اصل لغت به معنای قصد رفتن بسوی آب است و به تدریج در چیزهای دیگر استعمال شده ، م...

کلمات مرتبط

  • ورد امدن
  • ورد دله
  • ورد زبان کسی بودن
  • ورد چوب
  • ورد خواندن
  • ورد الایو
  • ورد داکوتای جنوبی
  • ورد وان
  • ورد کارولینای جنوبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات