Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورجه ورجه کردن

تلفظ بین المللی : /vˈardʒeː vˈardʒeː kˈardan/ تلفظ :‌ [v'aRdZe: v'aRdZe: k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد
  • ورجه وورجه یا ورجه ورجه کردن
  • ورجه و ورجه کردن
  • تهیه وجه کردن
  • فلز را ورقه کردن
  • وجه کردن
  • ورقه رای را ثبت کردن
  • ورقه ورقه کردن
  • ورقه کردن
  • دربه وربه کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ورجه ورجه کردن. [ وَ ج َ / ج ِ وَ ج َ / ج ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جست و خیز کردن. بالا و پایین پریدن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(وَ جِ. جِ. کَ دَ ) (مص ل . ) (عا. ) جست و خیز کردن ، جُنب و جوش کردن .

مترادف و متضاد

frolic (فعل)
خوشی کردن، ورجه ورجه کردن

skip (فعل)
تپیدن، پریدن، جست و خیز کردن، ورجه ورجه کردن، پرش کردن، لی لی کردن، بالا و پایین رفتن، جست زدن، از قلم اندازی، رقص کنان حرکت کردن، سفید گذاردن قسمتی از نقاشی

کلمات مرتبط

  • ورجه وورجه یا ورجه ورجه کردن
  • ورجه و ورجه کردن
  • تهیه وجه کردن
  • فلز را ورقه کردن
  • وجه کردن
  • ورقه رای را ثبت کردن
  • ورقه ورقه کردن
  • ورقه کردن
  • دربه وربه کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات