Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورجمند

تلفظ بین المللی : /vˈardʒmand/ تلفظ :‌ [v'aRdZmand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • واوکس ان ورمندیس
  • ورمند
  • ورمندویلرز
  • کم ورآمده
  • محفظۀ ورآمدن
  • بیمارستان ارجمند
  • ارجمند شمردن
  • ورمدار
  • ارجمند
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

ورجمند. [ وَ م َ ] ( ص مرکب ) ارجمند. ( یادداشت مؤلف ) : ورجمندی که از او ورج همی گیرد ورج نامداری که از او نام همی گیرد نام.لامعی.|| دارنده فره ایزدی. خداوند ارج. ( فرهنگ فارسی معین ) : سام نریمان [ را ] پرسیدند که ای پیروزگر سالار، آرایش رزم [ به ] چیست ؟ جواب داد که به ورجمندشاه و دانشی سپهبد بارای و مبارز هنری که زره دارد و با کمان جنگ جوید. ( فرهنگ فارسی معین از نوروزنامه چ مینوی ص 42 )....

فرهنگ عمید

ارجمند، دارندۀ ورج، صاحب ارج.

فرهنگ معین

(وَ مَ ) [ په ] ۱ - (ص . ) ارجمند. ۲ - (اِ. ) دارندة فرة ایزدی .

کلمات مرتبط

  • واوکس ان ورمندیس
  • ورمند
  • ورمندویلرز
  • کم ورآمده
  • محفظۀ ورآمدن
  • بیمارستان ارجمند
  • ارجمند شمردن
  • ورمدار
  • ارجمند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات