Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وخان

تلفظ بین المللی : /vaxˈɑn/ تلفظ :‌ [vax'An]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی
  • دیده وان
  • ذوثلاث الوان
  • ذوثلاثه الوان
  • سبع الوان
  • سبعه ٔ الوان
  • اوردینگن الارت وان
  • اولدن بارنولت یان وان
  • اکسید وانادیوم
  • ایک الدو وان
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی

لغت نامه دهخدا

وخان. [ وَ ] ( اِخ ) ناحیتی است [ به حدود ماوراءالنهر ] و از در تبت بدانجا شوندو رختجب دهی است از این ناحیت و اندر وی گبرکان وخی اند و سکاشم شهری است مستقر ملک و خان و از حدود وی روی نمدزین و تیروخی خیزد. و خمداد که بتخانه های وخیان در آنجاست از این ناحیت است. ( از حدود العالم ).

دانشنامه آزاد فارسی

وَخاندره ای مرتفع، کوهستانی و باریک در ولایت بدخشان در شمال شرق افغانستان، واقع در فلات پامیر. به کریدور وخان نیز شهرت دارد. از شمال به تاجیکستان، از جنوب به کشمیر پاکستان، و از شرق به جمهوری خلق چین محدود است. رودخانۀ وخان، از ریزابه های آب پنج، در این درّه جاری است. ناحیۀ وخان در آخرین سال های قرن ۱۹، در جریان رقابت های دو دولت انگلیس و روسیۀ تزاری معروف به بازی بزرگ، توسط دولت انگلیس ایجاد و ضم...

کلمات مرتبط

  • دیده وان
  • ذوثلاث الوان
  • ذوثلاثه الوان
  • سبع الوان
  • سبعه ٔ الوان
  • اوردینگن الارت وان
  • اولدن بارنولت یان وان
  • اکسید وانادیوم
  • ایک الدو وان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات