Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ وجدی هندوستانی

تلفظ بین المللی : /vˈadʒdi hˌendustˈɑni/ تلفظ :‌ [v'adZdi h,endust'Ani]
لغت نامه دهخدا
  • وجدی
  • وجدی شاداب
  • وجدی محمد فرید
  • وجدی خراسانی
  • وجدی بوعزی
  • وجدی معوض
  • انور وجدی
  • شاداب وجدی
  • محمد فرید وجدی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

وجدی هندوستانی. [ وَ ی ِ هَِ ] ( اِخ ) از شاعران است. مجمعالفصحاء درباره او گوید: اصلش از لکهنو و اسمش میرزا زین العابدین و از معاصرین بود به ایران آمده چندی سکونت کرده است. از اوست :جز گریه نیست کار دل دردناک ماگوئی که با سرشک سرشتند خاک ما.ای پرستار چه حاصل ز مداوا که طبیب داروی درد نداند اگر افلاطون است.تو بدینگونه که دلها بربایی از دست نتوان گفت که یک اهل دلی دیگر هست سر عشق تو اگر فاش شود جرم...

کلمات مرتبط

  • وجدی
  • وجدی شاداب
  • وجدی محمد فرید
  • وجدی خراسانی
  • وجدی بوعزی
  • وجدی معوض
  • انور وجدی
  • شاداب وجدی
  • محمد فرید وجدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات