Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ وجاب

تلفظ بین المللی : /vadʒˈɑb/ تلفظ :‌ [vadZ'Ab]
لغت نامه دهخدا
  • وجابه
  • صقع واجب
  • کاسه وابستن
  • متغیر وابسته
  • مجموعۀ خطی وابسته
  • مهمانخانۀ وابسته
  • ناداب وابیهو
  • نسبت وابستگی
  • پرپیچ وتاب ولول خور
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

وجاب . [ وَج ْ جا ] (ع ص ) ترسو. جبان . (اقرب الموارد). سخت گول بددل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || قلب وجاب ، کثیرالخفوق . (اقرب الموارد).

وجاب . [ وِ ] (ع اِ) ج ِ وَجَب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به وجب شود. || ایستادنگاه آب . || (مص ) مواجبة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). الزام کردن . (اقرب الموا...

کلمات مرتبط

  • وجابه
  • صقع واجب
  • کاسه وابستن
  • متغیر وابسته
  • مجموعۀ خطی وابسته
  • مهمانخانۀ وابسته
  • ناداب وابیهو
  • نسبت وابستگی
  • پرپیچ وتاب ولول خور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات