Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وجا

تلفظ بین المللی : /vadʒˈɑ/ تلفظ :‌ [vadZ'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • وجا دره
  • شهر الوجا
  • پشم گوسفند وجانوران دیگر
  • وجاء
  • وجازت
  • وجاهت
  • وجار زمین
  • وجارش
  • وجاسب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

وجا. [ وِ ] (ع مص ) خصی کردن . || کشتن . (غیاث اللغات ). رجوع به وِجاء شود.

وجا. [ وَ ] (ع اِ) ترس و اندوه . (غیاث اللغات ) : بعد از آن گفتند ای بابای ماشاه پیغامی فرستاد از وجا. مولوی .تا نباشد هیچ محسن بی وجاتا نماند هیچ خائن بی رجا. مولوی .|| (مص ) سیلی زدن . (غیاث اللغات ). || سوده شدن سم و نازک گشتن آن . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). زخم شدن پا از سف...

فرهنگ عمید

بیم؛ ترس.

ضربه‌ای که با کارد یا دست به ‌جایی از بدن زده شود.

ضربه ای که با کارد یا دست به جایی از بدن زده شود.
بیم، ترس.

فرهنگ معین

(وَ ) [ ع . ] (اِ. ) خوف ، بیم . مق رجا.

مترادف و متضاد

بیم، ترس، خوف، وجل، هراس ≠ رجا


کلمات مرتبط

  • وجا دره
  • شهر الوجا
  • پشم گوسفند وجانوران دیگر
  • وجاء
  • وجازت
  • وجاهت
  • وجار زمین
  • وجارش
  • وجاسب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات