معانی کلمه : وثوق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
اعتماد، اطمینان.
فرهنگ معین
(وُ ) [ ع . ] (مص ل . ) اطمینان داشتن به کسی .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: vosuq) (عربی) اعتماد ، اطمینان .
اسم: وثوق (پسر) (عربی) (تلفظ: vosuq) (فارسی: وثوق) (انگلیسی: vosugh)
معنی: اعتماد، اطمینان
معنی: اعتماد، اطمینان
مترادف و متضاد
اطمینان، اعتقاد، اعتماد، ثقه، خاطرجمعی
