معانی کلمه : واگشت
لغت نامه دهخدا
واگشت. [ گ َ ] ( مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) بازگشت. بازگشتن. مراجعت. رجوع :
بل که سنگ و خاک و کوه و آب را
هست واگشت نهانی با خدا.وقت واگشت حدیبیه رسول
در تفکر بود و غمگین و ملول.
بل که سنگ و خاک و کوه و آب را
هست واگشت نهانی با خدا.وقت واگشت حدیبیه رسول
در تفکر بود و غمگین و ملول.
فرهنگ معین
(گَ) (اِ.) پناه ، پناهگاه .
( ~.) (مص مر. اِمص .) بازگشت ، مراجعت .
( ~. ) (مص مر. اِمص . ) بازگشت ، مراجعت .
(گَ ) (اِ. ) پناه ، پناهگاه .
(گَ ) (اِ. ) پناه ، پناهگاه .
مترادف و متضاد
بازگشت، رجعت، مراجعت، ≠ عزیمت
revolution (اسم)
گردش، اشوب، دور، دوران، چرخش، شورش، انقلاب، دوران کامل، حرکت انقلابی، دور موتور، واگشت
فرهنگستان زبان و ادب
{bounce} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] برگشت پیام یا پیام نگار در شبکه های رایانه ای، درصورتی که به هر علت به دست گیرنده نرسد
{transition} [ورزش] در بسکتبال، تغییر از وضعیت دفاعی به وضعیت تهاجمی یا برعکس
{transition} [ورزش] در بسکتبال، تغییر از وضعیت دفاعی به وضعیت تهاجمی یا برعکس
