معانی کلمه : واکسیناسیون
فرهنگ عمید
عمل وارد کردن واکسن به بدن کسی، میاه کوبی.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) محل تلقیح واکسن ، مایه زنی .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:مایه کوبی
wikijoo: واکسیناسیون
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
آبلهکوبی، تزریق، تلقیح، زرق، مایهکوبی
فرهنگ فارسی ساره
مایه کوب
