معانی کلمه : واکر
لغت نامه دهخدا
واکر. [ ک ِ ] ( ع ص ) مرغ به آشیانه درآینده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مرغی که در آشیانه باشد. ( فرهنگ خطی ).
دانشنامه عمومی
عصای چارپایه ای است که سالمندان به یاری آن راه روند.
عصای چهارپایه برای سالمندان. نوع چرخدار آن مانند روروک (roroak) است که کودکان نوپا به کمک آن راه می روند.
