کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : واپس آمدن
تلفظ بین المللی :
/vˈɑpas ɑmˈadan/
تلفظ :
[v'Apas Am'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
واپس امدن
واپس
واپس روی
واپس زنی
واپس رانی
واپس استادن
واپس استیدن
واپس افتادن
واپس افتاده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
واپس آمدن .
[ پ َ م َ دَ ] (مص مرکب ) برگشتن . بازآمدن . مراجعت کردن . (ناظم الاطباء)
:
پیشه ها و خلقها از بعد خواب
واپس آید هم به خصم خود شتاب .
مولوی .
یکدم ار مجنون ز خود غافل شدی
ناقه گردیدی و واپس آمدی .
مولوی .
کلمات مرتبط
واپس امدن
واپس
واپس روی
واپس زنی
واپس رانی
واپس استادن
واپس استیدن
واپس افتادن
واپس افتاده
نظرات