معانی کلمه : واپرداختن
لغت نامه دهخدا
واپرداختن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) خالی کردن. فارغ کردن :
ولیک امشب شب درساختن نیست
امید حجره واپرداختن نیست.- رخت واپرداختن ؛ ترک گفتن. خالی کردن :
گفت از این درگذر بهانه مساز
باغ بفروش و رخت واپرداز.|| تفرغ. ( تاج المصادر بیهقی ).
ولیک امشب شب درساختن نیست
امید حجره واپرداختن نیست.- رخت واپرداختن ؛ ترک گفتن. خالی کردن :
گفت از این درگذر بهانه مساز
باغ بفروش و رخت واپرداز.|| تفرغ. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ عمید
۱. خالی کردن.
۲. (مصدر لازم ) فارغ شدن از چیزی.
۲. (مصدر لازم ) فارغ شدن از چیزی.
