معانی کلمه : وانیل
فرهنگ عمید
۱. گیاهی خودرو، خزنده، و بالارونده با برگ های بیضی شکل که از میوۀ آن گردی سفید به دست می آید.
۲. گرد سفیدرنگ و خوش بویی که از این گیاه به دست می آید و در تهیۀ شیرینی، بستنی و مانند آن کاربرد دارد.
۲. گرد سفیدرنگ و خوش بویی که از این گیاه به دست می آید و در تهیۀ شیرینی، بستنی و مانند آن کاربرد دارد.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) گیاهی است بالا رونده از تیرة ثعلب دارای میوه ای با جدار ضخیم و گوشت دار با بویی بسیار قوی و مطبوع و معطر با طعمی کمی شیرین که در شیرینی - پزی استفاده می شود.
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
vanilla (اسم)
ثعلب، وانیل، وانیلی، درخت وانیل
