کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه والیدن | کلماتور
معانی کلمه : والیدن
تلفظ بین المللی :
/vˈɑlidˌan/
تلفظ :
[v'Alid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
فرو واریدن
به عنوان والدین عمل کردن
تیمار والدینی
تکلیف والدین
قاتل والدین
مقام والدین
والدین تعمیدی
والدین غیر صلبی
والدینی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
والیدن. [ دَ ] ( مص ) بالیدن. نمو کردن. رشد کردن. || فخر کردن. مباهات کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
۱. بالیدن، نمو کردن.
۲. (مصدر متعدی ) فخر کردن.
کلمات مرتبط
فرو واریدن
به عنوان والدین عمل کردن
تیمار والدینی
تکلیف والدین
قاتل والدین
مقام والدین
والدین تعمیدی
والدین غیر صلبی
والدینی
نظرات