معانی کلمه : والاحضرت
لغت نامه دهخدا
والاحضرت. [ ح َ رَ ] ( ص مرکب ) والاجناب. والامقام. عالی رتبه. بلندمرتبه. || لقبی است دون اعلیحضرت و علیاحضرت شاهزادگان ذکور و اناث را و نیز نایب السلطنه را.
فرهنگ عمید
۱. والامرتبه، بلندمرتبه، عالی مقام.
۲. عنوان شاهزادگان.
۲. عنوان شاهزادگان.
فرهنگ معین
(حَ رَ )(ص مر. ) ۱ - آن که آستانش رفیع است ، عالی مقام . ۲ - عنوانی است شاهزادگان و نایب السلطنه را.
