Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وال

تلفظ بین المللی : /vˈɑl/ تلفظ :‌ [v'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • وأل
  • وال ئی
  • وال بستی هکاردن
  • وال بن
  • وال استریت
  • وال استریت جورنال
  • وال رود
  • وال ـ دو ـ مارن
  • وال ـ دواز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

وال. ( اِ ) ماهی بزرگی باشد که کشتی را فروبرد. ( لغت فرس اسدی ص 334 ). نوعی از ماهی فلوس دار بود.( غیاث اللغات ) ( از جهانگیری ) ( برهان قاطع ). ماهی که پولک آن درشت باشد. ( فرهنگ خطی ) ( از فرهنگ نظام ). نوعی ماهی درم دار. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) . نوعی از ماهی بزرگ فلس دار. ( ناظم الاطباء ). ماهی چناغ باشد. ( اوبهی ). بال. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( جهانگیری ) ( برهان قاطع ). بال نام نوعی ...

فرهنگ عمید

بالن#NAME?

نوعی پارچۀ ابریشمی.

= بالن
نوعی پارچۀ ابریشمی.

فرهنگ معین

(اِ. ) ۱ - بال ، نوعی ماهی بسیار بزرگ . ۲ - نوعی پارچه .

دانشنامه عمومی

(گرگانی و مازندرانی) دره و جوی.

وال (ابهام زدایی). وال ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:وال (بایرن)وال (رودخانه)وال (ایستگاه رادیویی)والتهوال یا نهنگwiki: جمهوری چک است که در منطقه تابور واقع شده است. وال ۱۶٫۳۷ کیلومتر مربع مساحت و ۲۲۷ نفر جمعیت دارد و ۴۲۳ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.فهرست شهرهای جمهوری چکwiki: ناحیه ریخنوف ناد کنیژنوو واقع شده است.فهرست شهرهای جمهوری ...

گویش مازنی

۱جوی آب – کانال – شیار ۲دانه ی پوک شالی

/vaal/ جوی آب – کانال – شیار - دانه ی پوک شالی

مترادف و متضاد

حریر

والا

بال، جناح

بالن، نهنگ

۱. بال، جناح
۲. بالن، نهنگ
۳. حریر
۴. والا

whale (اسم)
نهنگ، بال، بالن، وال، قیطس

voile (اسم)
پارچه نازک لباسی زنانه، وال

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی وَالٍ: والی - کسی که متولی و عهده دار کاریست - اداره کننده - یاور (مخفف والی )
ریشه کلمه:
ولی (۲۳۱ بار)
wikialkb: وَال

فرهنگ فارسی ساره

والا

واژه نامه بختیاریکا

( وال (وا له) ) بال؛ سمت؛ جناح
بزرگ و نافرم. مثلاً گوش وال یعنی گوش بزرگ و نافرم

کلمات مرتبط

  • وأل
  • وال ئی
  • وال بستی هکاردن
  • وال بن
  • وال استریت
  • وال استریت جورنال
  • وال رود
  • وال ـ دو ـ مارن
  • وال ـ دواز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات