معانی کلمه : واقعه
فرهنگ عمید
۱. حادثه، پیشامد.
۲. [مجاز] قیامت.
۳. (اسم ) پنجاه وششمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۹۶ آیه.
۴. [قدیمی، مجاز] مرگ.
۵. [قدیمی] قرارگرفته و واقع شده در مکانی.
۶. [قدیمی، مجاز] جنگ، پیکار.
۲. [مجاز] قیامت.
۳. (اسم ) پنجاه وششمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۹۶ آیه.
۴. [قدیمی، مجاز] مرگ.
۵. [قدیمی] قرارگرفته و واقع شده در مکانی.
۶. [قدیمی، مجاز] جنگ، پیکار.
فرهنگ معین
(قِ عِ ) [ ع . واقعة ] (اِ. ) ۱ - حادثه ، پیش آمد. ۲ - قیامت ، رستاخیز.
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
واقعات
فوت، مرگ، موت
رستاخیز، قیامت
خواب، رویا، نوم
حال، حسبحال، وضع
پیکار، جنگ، رزم، کارزار، نبرد
اتفاق، پیشامد، حادثه، رویداد، سانحه، سانحه، عارضه، قضیه، ماجرا
فرهنگ فارسی ساره
رویداد، رخداد
