معانی کلمه : واضع
لغت نامه دهخدا
واضع. [ ض ِ ] (اِخ ) روستائی در یمن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مخلافی است در یمن . (معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
۱. ایجادکننده.
۲. وضع کننده، مُدوِّن.
۳. = نویسنده
۲. وضع کننده، مُدوِّن.
۳. = نویسنده
فرهنگ معین
(ض ) [ ع . ] (اِفا. ) وضع کننده .
مترادف و متضاد
بانی، پایهگذار، شارع، موسس، موجد
