معانی کلمه : واشر
لغت نامه دهخدا
واشر. [ ش ِ ] ( انگلیسی ، اِ ) ابزاری است که در ماشین ها و وسایل مکانیکی به کار میرود و بیشتر در بین دوقطعه که روی هم قرار می گیرند گذاشته می شود و جنس آن ممکن است از مقوا، آهن ، مس ، لاستیک و کائوچو باشد.
فرهنگ عمید
حلقۀ باریکی از چرم یا فلز برای کار گذاشتن در اطراف پیچ ومهره، لایه ای از فلز یا چرم که بین دو جسم قرار می گیرد تا از نفوذ مایعات و گاز جلوگیری کند.
فرهنگ معین
(ش ) [ انگ . ] (اِ. ) حلقه ای معمولاً از جنس لاستیک که برای آب بندی کردن بین دو جسم سخت قرار می گیرد.
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
توله ی خوک
/vaasher/ توله ی خوک
مترادف و متضاد
washer (اسم)
پولک، واشر، ماشین لباسشویی، رختشوی، شستشو کننده
