Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ واشجردی

تلفظ بین المللی : /vˈɑʃdʒarˌadi/ تلفظ :‌ [v'ASdZaR,adi]
لغت نامه دهخدا
  • علی ویشجردی
  • واشجرد
  • خوردگی واشری
  • واردین
  • واشمردن
  • واشورین
  • واشکرده
  • وانوردیدن
  • واگردیدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

واشجردی. [ ج ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به واشجرد از نواحی ماورأالنهر نزدیک قبادیان. ( از معجم البلدان ) ( معجم الانساب ). از قصبات قبادیان است. ( از نزهةالقلوب مقاله سوم ص 192 چ دبیرسیاقی ). منسوب به واشجرد که در آن سوی جیحون است و محل نگهبانان مرزی بوده و در ابتدای اسلام جنگهائی در آنجا رخ داده است. ( از لباب الانساب ).

کلمات مرتبط

  • علی ویشجردی
  • واشجرد
  • خوردگی واشری
  • واردین
  • واشمردن
  • واشورین
  • واشکرده
  • وانوردیدن
  • واگردیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات