Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : واس

تلفظ بین المللی : /vˈɑs/ تلفظ :‌ [v'As]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی
  • واس گدن
  • واس 23473
  • واس استرالیای غربی
  • واس ردلج اوب دروای
  • واس ونتو
  • واس کارولینای شمالی
  • واس کستل
  • الواس
  • ارنست واس
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی

لغت نامه دهخدا

واس. ( اِ ) خوشه گندم. ( برهان ) ( آنندراج ). خوشه گندم یا جو. ( ناظم الاطباء ). ظاهراً مصحف داس. ( از حاشیه برهان چ معین ). رجوع به داس شود.

دانشنامه آزاد فارسی

واس (grass)هر یک از گیاهان گندمیان. این تیره از بزرگ ترین تیره های گیاهی است که بسیاری از آن ها از نظر اقتصادی بااهمیت اند، زیرا غذای دام و انسان را فراهم می کنند. حدود ۹هزار گونه از این گیاهان، جز در مناطق قطبی، در سراسر جهان پراکنده اند. اغلب این گیاهان چندساله، با برگ های طویل، باریک، و بندبندند و ساقه های توخالی (ماشوره ای) دارند. گل های دارای اندام های نر و ماده به صورت سنبلچه آرایش یافته اند...

کلمات مرتبط

  • واس گدن
  • واس 23473
  • واس استرالیای غربی
  • واس ردلج اوب دروای
  • واس ونتو
  • واس کارولینای شمالی
  • واس کستل
  • الواس
  • ارنست واس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات