Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : واز واز

تلفظ بین المللی : /vˈɑz vˈɑz/ تلفظ :‌ [v'Az v'Az]
لغت نامه دهخداگویش مازنی
  • واز واز زئن
  • حرص واز برای بدست اوردن مال
  • واز
  • ولنگ و واز
  • بن واز
  • بنه واز
  • بنه واز هادائن
  • پس واز
  • دار واز
لغت نامه دهخداگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

وازواز. [وازْ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) بازباز. با فاصله. مجزی.
- وازواز راه رفتن ؛ هنگام رفتن پایها را دور از یکدیگر نهادن. گشاد گشاد رفتن.

وازواز. ( اِخ ) یاقوت از احمدبن محمد همدانی آرد که آن موضعی است به نهاوند و افسانه ای برای آن ذکر کرده است. رجوع به معجم البلدان ذیل وازواز شود.

گویش مازنی

۱گشاد گشاد – فراخ ۲بالا و پایین پریدن – ورجه ورجه کردن

/vaaz vaaz/ گشاد گشاد – فراخ - بالا و پایین پریدن – ورجه ورجه کردن

کلمات مرتبط

  • واز واز زئن
  • حرص واز برای بدست اوردن مال
  • واز
  • ولنگ و واز
  • بن واز
  • بنه واز
  • بنه واز هادائن
  • پس واز
  • دار واز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات