کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه وارونه-کردن | کلماتور
معانی کلمه : وارونه کردن
تلفظ بین المللی :
/vˈɑruːnˌeː kˈardan/
تلفظ :
[v'ARu:n,e: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
خشتک وارونه کردن
وارگنه مال درو کردن
وارون کردن
قضیۀ کرانداری وارون
وارونه
وارونه شدن
وارونه مخروط
وارونه گویی
وارونه بخت
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
وارونه کردن. [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) وارون کردن. سرنگون کردن. ( ناظم الاطباء ). باژگون کردن. ورمالیدن. معکوس کردن. ( از یادداشتهای مؤلف ). زیر و بالا کردن. دگرگون کردن. منقلب ساختن.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
turn (فعل)عطف کردن، تغییر دادن، بر گرداندن، پیچاندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، خیش زدن، خیش کشیدن، منحرف شدن، معطوف داشتن، چرخ زدن، پشت و رو کردن، تاه زدن، گشتن، گرداندن، معکوس کردن، پیچ خوردن، چرخیدن، تغییر جهت دادن، چرخ خوردن، دگرگون ساختنcant (فعل)فروختن، وارونه کردن، ناگهان چرخانیدن یاچرخیدن، باناله سخن گفتن، کج شده، اواز خواندن، با لهجه مخصوصی صحبت کردنreverse (فعل)بر گرداندن، برگشتن، نقض کردن...
واژه نامه بختیاریکا
دَرگنیدِن
کلمات مرتبط
خشتک وارونه کردن
وارگنه مال درو کردن
وارون کردن
قضیۀ کرانداری وارون
وارونه
وارونه شدن
وارونه مخروط
وارونه گویی
وارونه بخت
نظرات