Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وارنگ

تلفظ بین المللی : /vˈɑranɡ/ تلفظ :‌ [v'ARang]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینگویش مازنی
  • وارنگ بو
  • وارنگ بوی دارویی
  • وارنگ به
  • وارنگ وی
  • رنگ و وارنگ
  • رنگ وارنگ
  • آشنگ وارنگه به
  • اشنگ وارنگه به
  • وارنگو
لغت نامه دهخدافرهنگ معینگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

وارنگ. [ رَ ] ( اِ ) خیار بزرگ و معوج. || ترنج و لیموی بزرگ. || درخت نارنج. ( ناظم الاطباء ). || در ترکیب رنگ وارنگ کلمه به معنی رنگارنگ ، رنگ بارنگ ، رنگ رنگ است. || وارنگ در ترکیب وارنگ زدن ، عکس ، مخالف ، مقابل ، معنی میدهد: هر رنگی زدیم وارنگ آن را زد؛ یعنی مخالف آن رفتار کرد.

فرهنگ معین

(رَ ) (اِ. ) ۱ - رنگ مخالف . ۲ - مخالف ، عکس . ، رنگ ~ رنگارنگ ، گوناگون .

گویش مازنی

/vaareng/

کلمات مرتبط

  • وارنگ بو
  • وارنگ بوی دارویی
  • وارنگ به
  • وارنگ وی
  • رنگ و وارنگ
  • رنگ وارنگ
  • آشنگ وارنگه به
  • اشنگ وارنگه به
  • وارنگو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات