معانی کلمه : وارث
لغت نامه دهخدا
وارث . [ رِ ] (اِخ ) (زیارت ...) نام زیارت نامه ای در زیارت حضرت حسین بن علی علیه السلام . (مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. (فقه، حقوق ) کسی که از دیگری چیزی به ارث می برد، ارث برنده، میراث بر.
۲. از نام های خداوند.
۲. از نام های خداوند.
فرهنگ معین
(رِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ارث برنده .
دانشنامه عمومی
(پیشنهاد کاربران) ریگبَر.
(پهلوی؛ پیشنهاد کاربران) رِخن بَر، رِخنبَر.
فرهنگ اسم ها
مترادف و متضاد
ارثبر، بازمانده، جانشین، خلف، قایممقام، میراثخوار، ≠ مورث
فرهنگ فارسی ساره
ریگمند
