معانی کلمه : وار
لغت نامه دهخدا
وار. (اِخ ) نهری است سیلابی در فرانسه که از نواحی آلپ ماریتیم سرچشمه میگیرد و پوزه تنیه را آبیاری میکند و به مدیترانه میریزد و 135 هزار گز طول دارد.
فرهنگ عمید
۱. مثل، مانند، شبیه: مردوار، بزرگوار، بنده وار، دیوانه وار، دایره وار.
۲. دارنده: امیدوار، سوگوار.
۳. لایق: شاهوار.
۴. به اندازۀ باری که حیوان می تواند حمل کند (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): شتروار، خروار.
۵. (اسم ) [قدیمی] زمان، نوبت.
۲. دارنده: امیدوار، سوگوار.
۳. لایق: شاهوار.
۴. به اندازۀ باری که حیوان می تواند حمل کند (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): شتروار، خروار.
۵. (اسم ) [قدیمی] زمان، نوبت.
فرهنگ معین
(اِ.) مهر، محبت .
(پس .) 1 - نشانة دارندگی ، عیالوار. 2 - به معنی نظیر و مانند: دیوانه وار. 3 - (اِ.) دفعه ، مرتبه . 4 - به معنی بار، حمل : خروار،شتروار. 5 - دال بر لیاقت : شاهوار، گوشوار. 6 - آنچه مدت معین ظاهر شود: هفته وار (مجله هفتگی ).
فرهنگ فارسی
عادت
دانشنامه عمومی
جایی برای زندگی کردن عشایر
گویش مازنی
۱بار – دفعه ۲مانند ۳ردیف
۱آب بستن دشت توسط جوی آب ۲آبی که در قسمت پایین زمین جاری ...
ردیف مشخص و جهت مستقیم وجین در تسهیل و تقسیم کار در مزارع ...
/vaar/ آب بستن دشت توسط جوی آب - آبی که در قسمت پایین زمین جاری باشد & بار – دفعه - مانند ۳ردیف & ردیف مشخص و جهت مستقیم وجین در تسهیل و تقسیم کار در مزارع و باغات
گویش بختیاری
جوجه مرغ یکساله، مرغى که هنوز تخم نگذاشته است.
مترادف و متضاد
گز، یارد
دوره، موسم، نوبت
سان، شبه، گون، وش
آیین، راه، رسم، روش
۱. سان، شبه، گون، وش
۲. گز، یارد
۳. عادت
۴. آیین، راه، رسم، روش
۵. دوره، موسم، نوبت
واژه نامه بختیاریکا
( وا رُ ) استفراغ
( وا رُ ) بالا
بار
وارگه؛ بارگاه
( وا رُ ) بالا
بار
وارگه؛ بارگاه
