Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وادید

تلفظ بین المللی : /vˈɑdid/ تلفظ :‌ [v'Adid]
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکا
  • وادید آمدن
  • وادید امدن
  • دید و وادید
  • وادیدن
  • طریق الوادی
  • ظبیه الوادی
  • علی وادی اشی
  • غزوه وادی القری
  • فجره الوادی
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

وادید. ( مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) سرکشی در کار. ( آنندراج ). || بازدید :
بعبرت [ بین ] جهان را تا کند قطع امید از تو
که دیدنهای رسمی را ز پی وادید میباشد.
صائب ( ازآنندراج ).
رجوع به وادیدن و بازدیدن شود. || ( ص ) پدید. بادید : به یک ساعت صدهزار نور در دل بوحنیفه وادید آید. ( راحة الصدور راوندی ).

فرهنگ معین

(مص مر. ) بازدید، سرکشی .

دانشنامه عمومی

برابر و هم‌ارز خیال. نمونه:گرفتار وادید شده است.

واژه نامه بختیاریکا

بازدید؛ وا نیر

کلمات مرتبط

  • وادید آمدن
  • وادید امدن
  • دید و وادید
  • وادیدن
  • طریق الوادی
  • ظبیه الوادی
  • علی وادی اشی
  • غزوه وادی القری
  • فجره الوادی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات