Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وادی

تلفظ بین المللی : /vˈɑdi/ تلفظ :‌ [v'Adi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • وادی ایمن
  • وادی القری
  • وادی النیل
  • وادی الکبیر
  • وادی حلفه
  • وادی طوی
  • وادی آرو
  • وادی آرون
  • وادی آش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

وادی . (اِخ ) یحیی بن ابی عبیدةبن الوادی که در حدیث ثقه بوده . (معجم البلدان ).

وادی . (اِخ ) عمربن داودبن زاذان غلام عثمان بن عفان که معروف به عمربن الوادی المغنی و از مهندسان روزگار ولیدبن یزیدبن عبدالملک بود. (معجم البلدان ).

وادی . [ دی ی ] (ص نسبی ) منسوب به وادی القری از شهرهای قدیمی حجاز در نزدیک شام که گروه...

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] سرزمین.
۲. [مجاز] فضا؛ جایگاه.
۳. گشادگی میان دو کوه؛ دره.
۴. رودخانه.
⟨ وادی خاموشان: [قدیمی، مجاز] گورستان: ◻︎ عاقبت منزل ما وادی خاموشان است / حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز (حافظ: ۵۳۲).

۱. [مجاز] سرزمین.۲. [مجاز] فضا، جایگاه.۳. گشادگی میان دو کوه، دره.۴. رودخانه.* وادی خاموشان: [قدیمی، مجاز] گورستان: عاقبت منزل ما وادی خاموشان است / حالیا غلغله در گنبد...

فرهنگ معین

[ ع . ] (اِ. ) ۱ - رودبار، رود. ۲ - دَرّه . ۳ - صحرا، بیابان .

دانشنامه آزاد فارسی

در مناطق بیابانی خاورمیانه، درّه ای با دیواره های پرشیب و دارای رودخانه ای فصلی. این رودخانه در فصول مرطوب جریان دارد.
wikijoo: وادی

دانشنامه عمومی

به معنی سرزمین یا قطعه ای از زمینی در یک سرزمین

وادی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:وادی نوعی از عوارض طبیعی.وادی شهری در استرالیا.wiki: عربی است، بیشتر در صحرای آفریقا و سرزمین های عربی و جنوب باختری آسیا متداول است.wiki: وادی (عوارض طبیعی)...

فرهنگ اسم ها

اسم: وادی (پسر، دختر) (عربی) (تلفظ: vādi) (فارسی: وادی) (انگلیسی: vadi)
معنی: سرزمین، رود، نهر، فضای ذهنی ای که برای چیزی تصور می شود، بیابان، فضا، مکان، جایگاه، ( در قدیم ) زمین میان دو کوه، دره، آب جاری فراوان

مترادف و متضاد

عرصه، میدان

رود، مسیل، نهر

بادیه، بیابان، صحرا، کویر، هامون ≠ آبادی، شهر

۱. بادیه، بیابان، صحرا، کویر، هامون
۲. عرصه، میدان
۳. رود، مسیل، نهر، ≠ آبادی، شهر

valley (اسم)
گودی، جلگه، شیار، دره، وادی، میانکوه

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] وادی ها آب های پراکنده و اندک را به مسیرهای مشخصی سوق می دهند و جهت استفاده مردم و کشت به آنها می رسانند.اگر دو موقعیت جغرافیایی را در مدینه مهم ترین ویژگی طبیعی این شهر بدانیم، یکی: وجود سه حرّه در جنوب، غرب و شرق این شهر است و دیگر: وجود چندین وادی که آب های پراکنده و اندک را به مسیرهای مشخصی سوق می دهد و جهت استفاده مردم و قبایلی که در هر نقطه به امید آب و کشت زندگی می کنند، می رساند...

کلمات مرتبط

  • وادی ایمن
  • وادی القری
  • وادی النیل
  • وادی الکبیر
  • وادی حلفه
  • وادی طوی
  • وادی آرو
  • وادی آرون
  • وادی آش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات