کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه وادارنگ | کلماتور
معانی کلمه : وادارنگ
تلفظ بین المللی :
/vˈɑdˈɑranɡ/
تلفظ :
[v'Ad'ARang]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
شدت میدان وادارندگی
عملگر وادارنده
بزور بکار وادارنده
وادارنک
وادارندگی
واذارنگ
تابع وادارنده
رنگ و وارنگ
با اصرار وادار کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
وادارنگ. [ رَ ] ( اِ ) بادرنگ. بالنگ. ( ناظم الاطباء ). ترنج را گویند و آن میوه ای است معروف که پوست آن را مربا سازند. ( برهان ) ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
بادرنگ#NAME?
= بادرنگ
کلمات مرتبط
شدت میدان وادارندگی
عملگر وادارنده
بزور بکار وادارنده
وادارنک
وادارندگی
واذارنگ
تابع وادارنده
رنگ و وارنگ
با اصرار وادار کردن
نظرات