کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : وادار کننده
تلفظ بین المللی :
/vˈɑdɑr konˈandeː/
تلفظ :
[v'AdAR kon'ande:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
وادار
وادار به توبه کردن
وادار به عمل کردن
وادار به فرار کردن
وادار کردنی
وادار یا مجبور کردن
وادار کردن
وادار به عقب نشینی کردن
وادار شده
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
impeller (اسم)وادار کننده، پیش برنده، تشجیح کنندهprompter (اسم)وادار کننده، سوفلورimpellent (صفت)محرک، مشوق، وادار کنندهpersuasive (صفت)متقاعد کننده، تشویقی، وادار کننده، مجاب کننده...
کلمات مرتبط
وادار
وادار به توبه کردن
وادار به عمل کردن
وادار به فرار کردن
وادار کردنی
وادار یا مجبور کردن
وادار کردن
وادار به عقب نشینی کردن
وادار شده
نظرات