معانی کلمه : واد
لغت نامه دهخدا
واد. [ دِ ] (ع اِ) صورتی است از وادی . رجوع به وادی شود.
واد. [ دِن ْ ] (ع اِ) صورتی است از وادی ، مانند: قاض و داع . رجوع به وادی شود.
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{MAC} [مهندسی مخابرات] ← واپایش دسترسی رسانه

واد. [ دِ ] (ع اِ) صورتی است از وادی . رجوع به وادی شود.
واد. [ دِن ْ ] (ع اِ) صورتی است از وادی ، مانند: قاض و داع . رجوع به وادی شود.