کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : واخیده
تلفظ بین المللی :
/vˈɑxidˌeː/
تلفظ :
[v'Axid,e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
واخیدن
واخیزه
وازِیدَه
چیده و واچیده
واخنده
واچیده
فافنشلاگ بای وایدهوفن
ناحیه وایدهوفن ان در تایا
وایده موسا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
واخیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) از هم جدا کرده. ( برهان ). جدا کرده. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ) ( منتهی الارب ). || برزده. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). پشم و پنبه برزده و حلاجی کرده را گویند. ( برهان ) ( رشیدی ) ( جهانگیری ). حلاجی کرده. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). حلاجی شده. ( منتهی الارب ). زده. فلخیده. فلخمیده.حلیج. محلوج. مندوف. منفوش. شیده : تنفش ، واخیده شدن پشم و موی و پنبه. ب...
فرهنگ عمید
ویژگی پشم یا پنبۀ حلاجی شده.
فرهنگ معین
(دِ ) (ص مف . ) از هم جدا کرده .
کلمات مرتبط
واخیدن
واخیزه
وازِیدَه
چیده و واچیده
واخنده
واچیده
فافنشلاگ بای وایدهوفن
ناحیه وایدهوفن ان در تایا
وایده موسا
نظرات