Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : واخوردن

تلفظ بین المللی : /vˈɑxordˌan/ تلفظ :‌ [v'AxoRd,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • واخوردگی
  • واخورده
  • واخورانیدن
  • ورخوردن
  • واخوردگی گردن
  • روزه واکردن
  • زد وخورد رایانه ای
  • سر واکردن
  • ناخوردنی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

واخوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) رد شدن. مردود شدن. ( یادداشتهای مؤلف ). || یکه خوردن. متحیر شدن. ( یادداشتهای مؤلف ). آگاه شدن و هوشیار گشتن در چیزی و دقت کردن در آن.( ناظم الاطباء ). || کردن کاری به زحمت. || ترحم کردن. ( ناظم الاطباء ). || ملاقات کردن. برخوردن. ( آنندراج ) ( بهار عجم ). || غم کسی را خوردن و در فکر کسی شدن. ( شعوری ).

فرهنگ عمید

۱. تکان خوردن از شنیدن یا دیدن چیزی که برخلاف انتظار، یکه خوردن.
۲. از رواج افتادن.

فرهنگ معین

(خُ دَ ) (مص ل . ) ۱ - یکّه خوردن ، دچار شوک شدن . ۲ - بی رونق شدن .

مترادف و متضاد

jib (فعل)
نوسان کردن، واخوردن

کلمات مرتبط

  • واخوردگی
  • واخورده
  • واخورانیدن
  • ورخوردن
  • واخوردگی گردن
  • روزه واکردن
  • زد وخورد رایانه ای
  • سر واکردن
  • ناخوردنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات